شهید مدافع حرم امیرعلی محمدیان 
مادرش میگوید: از پنج شش سالگی شروع به حفظ آیات قرآن کرد، چون به استعداد او پی بردم، نامش را در کلاس قرآن مسجد محله نوشتم. همه دلخوشیاش رفتن به مسجد بود. در هیاتها تا دیروقت، فعالیت میکرد. در تعزیهها شرکت مینمود و به سبب درشتی هیکلش نقش “شمر” را به او میدادند.
با شروع جنگ در سوریه آرام و قرار نداشت و معتقد بود در مکتب امام حسین (ع) درس آزادگی یادگرفته است.
وقتی با مخالفت من برای رفتن به سوریه روبرو شد، حرفی به من زد که تسلیم شدم، گفت که: از بین سه فرزندی که خدا به شما عنایت کرده نمیخواهی که یکیشان را قربانی حضرت زینب کنی؟
تنها دارایی امیرعلی موتورسیکلتی بود که آن را هم با قرض خریده بود، وقتی هم رفت به من سفارش کرد اگر بازنگشتم آن را بفروشید و بدهیام را بدهید، پشت وصیتنامهاش فهرست بدهیهایش نوشته شده است.
همیشه به بیتالمال حساس بود و با اینکه به نظرم در اینباره دین گردنش نبود، اما برای احتیاط وجهی را به این موضوع اختصاص داده بود.
مدت زیادی در سوریه نماند که در اسفند ۱۳۹۵ خبر شهادتش را آوردند، یکی از دوستانش برای ما تعریف کرد و گفت: «دشمن که حمله کرد که هر کدام از ما پناه گرفتیم، امیرعلی پایش تیر خورد و روی زمین افتاد، خواستیم کمکش کنیم، اما نگذاشت، او گفت: بروید من خودم را به شما میرسانم، اما دیگر کسی خبری از او بهدست نیاورد.» مادرش ادامه میدهد: امیرعلی خیلی حضرت فاطمه (س) را دوست داشت و همیشه میگفت: دلم میخواهد مثل خانم گمنام باشم!
نهایتا پیکر مطهر امیرعلی محمدیان، پنج سال پس از شهادتش کشف و شناسایی شد و در سال ۱۴۰۰ در مزار نمادینش آرام گرفت.
بخشی از وصیتنامه شهید:
لبیک یا زینب(س)، شکر، خدا را که در پناه حسینام، عالم از این خوبتر پناه ندارد.
یا زینب(س)، من چیزی ندارم که برای شما فدا کنم جز جان ناقابلم که ان شاءالله برای دفاع از حرم شما فدا شود.
ما رفتیم تا از حرم حضرت زینب(س) دفاع کنیم تا در آن دنیا شرمنده حضرت عباس(ع) نباشیم.
روحش شاد و یادش گرامی.
متولد: ۱۳۷۱/۰۹/۳۰
محل تولد: شهرری
سن: ۲۳
شهادت: ۱۳۹۴/۱۰/۲۱
محل شهادت: سوریه – خان طومان
مزار این شهید: بهشت زهرا – گلزار شهدا – قطعه ۵۰ – ردیف ۱۱۶ – شماره ۲۴